ما مسلمانيم و اسلام كامل‌ترين اديان است...
68 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : هفته نامه ارامش خانواده سبز
تعداد شرکت کننده : 0

در صورتي كه در انسان‌ها بصيرتي ايجاد شود و بياموزيم كه لذت‌هاي طويل‌المدت را فداي لذت‌هاي آني و زودگذر نكنيم، آرامشي كه به وسيله بندگي خداوند حاصل مي‌شود، اصلا قابل قياس با لذت مختصر و آني گناه نيست و نخواهد بود.

آرامش:

وضعيت ديني و اخلاقي جامعه براي كشوري كه در سه دهه گذشته مدعي با اخلاق‌ترين كشورها بوده است مطابق آموخته‌ها و مباحث ديني ما است؟ آيا آن‌چه كه ما در زندگي عادي خود با آن مواجه هستيم با آموزه های دینی مطابق است؟ اگر نيست، چرا و به چه علت ما از بطن دين خود فاصله گرفته‌ايم؟

 آقاتهراني: 

با سه بحث و سه نوع نگاه مواجه هستیم: يك بحث تئوري و نظري داریم كه بيان مي‌كند كامل‌ترين اخلاق كدام است و بحث ديگر كاربردي است كه مي‌آموزد چگونه مباحث تئوري را به بهترين نحو به مرحله انجام و اجرا برسانيم. و بحث سومي كه با آن مواجه هستيم اين است كه: ايران اسلامي كه دوستداران و شيعيان امام علي(علیه السلام) را در خود گنجانده و نظام انقلاب اسلامي را راه‌اندازي كرده، تا چه حد به اهداف ديني و اعتقادي نزديك شده است. در رابطه با نگاه اول كه گفته شد اسلام از نظر اخلاقي چگونه بيان شده است به اين مطلب مي‌توان اذعان داشت كه خداوند متعال، زماني كه پيامبر اسلام را معرفي كرد فرمود: «تو را بر پايه ی برترين اخلاق برگزيديم.»

اما از نظر تئوريك خداوند متعال مي‌فرمايد كه هدف اصلي از بعثت رسول الله (ص) اين است كه اخلاق را به حد كمال برساند. پيامبران پيشين داراي بُعد ارزشي اخلاقي هستند، اما با قبول اين مطلب، پيامبر آمده که آن بخش خالي ليوان را پر كند به اين معنا كه اهداف و مقاصد اديان پيشين را تكميل كند.

از نظر عملی و عملياتي نیز، انسان كاملي همچون خاتم‌الانبيا (ص) كه در عالي‌ترين روحیّات و اوج اخلاق انساني به سر ‌برد، سراغ نداريم.

بخش سوم كه ارتباط به جامعه ما پيدا مي‌كند اين است كه به هر اندازه با صداقت و راستي پيش برويم و اين ادعا را تقويت كنيم، مشكلي پيش نمي‌آيد و هر اندازه شعار و حرف باشد هيچ اتفاق قابل توجهي اتفاق نخواهد افتاد. يعني اين‌كه با گفتن تشهّد ما مسلمان مي‌شويم اما مؤمن نمي‌شويم، مؤمن كسي است كه باور داشته باشد و گفته‌هاي خود را به عرصه ظهور برساند و آن را در جامعه پياده كند و در ابتدا هم از خودش شروع كند و سپس به نزديكان و بعد از آن به جامعه منتج شود. ايمان در جامعه داراي يك رتبه و نمره‌اي است، در جامعه ما 70 ميليون نفر مسلمان هستند، اما مؤمن بودن افراد بايد در حيطه عمل نمايان شود و اين شكل ايده‌آل اسلام است. كه متأسفانه اين تعداد در مقابل کلّ جمعیّت كم هستند. انقلابي كه در ايران شد، دشمنان اسلام را حساس كرد. بسياري ازنظام های سلطه گر و افرادی از بيرون، اين نظام را بر نمي‌تابند چرا كه منافعشان به خطر افتاده است.تا زماني با جنگ نظامي مقابله كرديم و پيروز شديم و در زماني ديگر جنگ اقتصادي را راه‌اندازي كردند و در آن هم شكست خوردند و در عصر حاضر طبيعي است كه از نرم‌افزار فرهنگي استفاده مي‌كنند، در اين مورد بايد دقت بيشتري به كار بست چرا كه اين نرم‌افزار فرهنگي، فوق‌العاده مخرّب‌تر و وحشتناك‌تر است و در عين حال ناپيدا است. اگر به هر ميزان توانسته باشيم در روشن كردن افكار جوانان به خصوص در زمينه اخلاق پيشتاز باشيم و از تئوري به سمت عملياتي كردن باورها و انديشه‌هايمان پيش برويم و حساسيت اخلاقي در جامعه را بالا ببريم در اين صورت موفق عمل خواهيم كرد.

 آرامش:

اگر همه آنچه كه از احاديث، روايات و سخنان بزرگان به ما رسيده، نتيجه‌اش اين است كه سبك زندگي درست را براي ما ارائه كند، پس چرا با توجه به آمار ارائه شده از مراكز مختلف از جمله اين‌كه از هر چهار ازدواج در ايران يك مورد به طلاق منجر مي‌شود و يا اين‌كه مهم‌ترين علت مرگ در ايران ايست قلبي است كه از استرس و اضطراب ناشي مي‌شود؛ آيا اين سبك زندگي برازنده ايراني آريايي است؟

آقاتهراني:

عدّه‌اي از افراد براي اين‌كه خودشان را خلاص كنند مي‌گويند كه فرمول و علائم اشتباه است، اما بنده معتقدم كه ما مسلمانيم و اسلام كامل‌ترين اديان است و كتاب ما قرآن، كامل‌ترين كتاب است و  خزانه علمي ما تكميل است؛ روزگاري از حضرت امير(ع) پرسيده شد كه اخلاق پيامبر را براي ما تعريف كن، حضرت فرمود: آيا مي‌توانيد نعمت‌هاي خداوند را بشماريد، آن فرد گفت: نعمت‌هاي خداوند زياد است و شمارش از حد توان ما خارج. در آن زمان حضرت رو به آن مرد كرد و گفت: تو به علّت فزوني نعمت‌هاي خداوند، از بيان آنها عاجز مانده‌اي، حال چگونه مي‌توان اخلاقي را كه خداوند آن را بزرگ دانسته، من آن را براي تو به سادگي بيان كنم.

در بحث نظري و كاربردي كردن اخلاق، مانع و مشكلي وجود ندارد. اما سؤال اصلي اينجاست كه چرا در جامعه ما نهادينه كردن اخلاق به مرحله اجرا و عملي در نيامده است؟ براي داشتن اخلاق خوب، داشتن يك نسخه عالي كافي نيست. زماني كه نسخه، پزشك، دارو و بهترين امكانات درماني را در اختيار داشته باشيم اما دارويي را كه تهيه كرده‌ايم استفاده نكنيم مانند اين است كه هيچ فعاليّتي انجام نداده‌ايم و تا زماني كه از دارو استفاده نكنيم وضعيت جسماني ما بهبود نخواهد يافت. در رابطه با مباحث اخلاقي نيز زماني كه شيوه‌هاي اخلاقي را پياده نكرده و به آن عمل نكنيم محال است كه به كمال انساني نزديك شويم. همان طور كه از قديم گفته شده كه صد گفته چون نيم كردار نيست، نه اين‌كه گفتن لازم نيست، لازم است؛ كتاب و نسخه بايد نوشته شود، بنده منظورم اين است، آن چيزي كه خداوند بايد مي‌فرموده، گفته، امّا اشكال از جايي نشأت مي‌گيرد كه به انسان باز مي‌گردد و آن زمان است كه ما خرابكاري مي‌كنيم.

آرامش:

با توجه به "النّاسُ عَلَي دِينِ مُلُوكِهِم"، چرا مردم در مقايسه با آن هايي كه خاص و نخبه محسوب مي‌شوند كمتر مقصر شناخته مي‌شوند؟

آقاتهراني:

معلّم، دوستان و همكاران همه بر روي انسان‌ تاثيرگذار هستند. در كودكي تا بزرگسالي، انسان‌ها از يكديگر تاثير مي‌گيرند، ما موجودات زنده‌اي هستيم، اين تاثيرات تا زماني كه زنده هستيم و نفس مي‌كشيم مدام در جريان است. البته از این تأثیر و تأثّر، صاحبان قدرت استثنا نیستند.

 آرامش:

با توجه به تغييراتي كه در 50 سال اخير در دنيا اتفاق افتاده و اطلاعاتي كه مردم از دانشگاه و مراكز علمي به دست آورده‌اند آيا رساله‌ها و استفتائاتي كه توسط مراجع نوشته شده، پاسخگوي كاملي براي رفع شبهات بشر بوده است؟

 آقاتهراني:

ما قبل از انقلاب متفاوت بوديم و توقع مردم نيز در قبل و بعد از انقلاب از حوزه، متفاوت است. در 40 سال پیش توقعي كه ما از روحاني مسجد محل داشتيم اين بود كه نماز در مسجد خوانده و يكي، دو مسئله ديني مطرح و روضه كوچكي هم بخواند و تمام. امّا در عصر حاضر به اين شكل نيست، با توجه به اين‌كه در عصر ارتباطات زندگي مي‌كنيم، حوزه‌هاي علميه هم در ارتباط با كاوشگري مردم بايد پاسخگو و پوياتر عمل كنند و اگر اين‌گونه نباشند اين اشكال جدّي به ما حوزوي‌ها وارد خواهد بود.

آرامش:

آيا مطالبي با مضامين روان‌شناسي و علم چگونه زيستن و اين‌كه چگونه مي‌توانيم زندگي به دور از استرس و آرامش داشته باشيم، ريشه در فرهنگ غرب دارد يا اين‌كه اين مطالب را مي‌توان از بطن و آموزه‌هاي ديني‌مان استخراج كرد؟

 آقاتهراني:

غربي‌ها در اين مورد خوب عمل كرده‌اند، به اين شكل كه روحيه پرسش‌گري را در جامعه-ی خود ايجاد كرده‌اند و به همين دليل، توليد بخشی از علوم انساني، از جمله روان‌شناسي نيز نشأت گرفته از غرب است، اما اين بدان معنا نيست كه هر چه آن ها در اين جهت گفته و يا مي‌گويند حرف آخر است، چنانچه فرويد و يا ديگر رفتارگراها و انسان‌گراها، هر يك به شكل جداگانه حرف جداگانه داشته‌اند و هر يك از آن گروه‌ها مطالب و انديشه‌هاي ماقبل خود را رد كرده‌اند. قرآن و بيانات اهل بيت (ع) در حكم يك اقيانوس و معدني است كه نياز به استخراج كردن دارد. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «ما اصول را گفته‌ايم، كافي است كه شما برويد و استخراج كنيد.» اين عقيده به اين زيبايي، بايد به شكل كامل و با استخراج از منابع متفاوت ساخته و پردازش شود. علما و دانشمندان اسلامی بايد پژوهش های دینی را با رشد علم روز عمیق تر ساخته تا بتوانند به سؤالات مطرح شده پاسخ گو باشند و آن را به شکل کاربردی به جامعه تحويل دهند. هر يك از ما در جايگاهي كه قرار داريم امام علي(ع) را در حد خودمان مي‌شناسيم اما كمتر كسي وجود دارد كه اميرالمؤمنين را به عنوان يك فيلسوف قبول بزرگ داشته و بشناسد و او را درك كند. انقلاب و تحول اجتماعي در جامعه ما جلوتر از تلاش‌هاي علمي و فردي ما رخ مي‌دهد، از این رو حوزه های علمیه را باید بیش از این ها حمایت کرد.

آرامش:

با توجه به اين‌كه قبول داريم سياست ما عين دين ماست، پس چرا سياستمداران، آرامش روحي جامعه را بر هم مي‌زنند، آيا آنها هم ديانتشان عين سياستشان است؟

 آقاتهراني:

اگر سياست ما بخشي از ديانت ما باشد حتما موجب آرام‌بخشي زندگی انسانی ما خواهد شد. همان گونه كه گفته شد"ألابذکرالله تطمئنّ القلوب" «آگاه باشید با ياد خداوند دل‌ها آرام گيرد» بنابراین  آخر دين، قرب به خداوند است كه از هر بعدي به آن نگاه كني از سياسي، اجتماعي، اقتصادي و... . این که می بینید هر چه در اقتصاد جلوتر مي‌رويم مضطرب‌تر مي‌شويم، شک نکنید اين هيچ ربطي به اقتصاد ديني ندارد، ما از آن اقتصاد ديني بيرون زده‌ايم. شك نكنيد كه در سياست هم به همين شكل است. زماني كه آنچه دين مي‌گويد توسط سياستمداران انجام نشود، نتيجه آن چيزي نمي‌شود كه در مباحث ديني مطرح بوده است. پس بايد متوجه شويم راهي كه رفته‌ايم اشتباه بوده است. بايد راهي را كه از آن خارج شده‌ايم بيابيم، زيرا زماني كه از راه دين خارج مي‌شويم آن وقت سیاست اسلامی نیست که این سياست‌كاري است، که در آن كم‌كاري، دروغ گفتن، بي‌آبرويي، ترس و وحشت، اضطراب و آبرو بردن، مقام طلبی و شهرت طلبی و... به وجود مي‌آيد. تنها سياست نيست كه بايد عين ديانت باشد بلكه اقتصاد و خانواده هم بايد در مسير دين حركت كنند. زماني كه استرس و افسردگي‌ها و به طبع آن ساير بيماري‌ها و امراض در جامعه پديدار مي‌شود به اين امر مي‌رسيم كه خداوند ديده نمي‌شود.

 آرامش:

چگونه مي‌توان لذت آني گناه را در جهت قرب الهي از خود دور كرد؟

 آقاتهراني:

در صورتي كه در انسان‌ها بصيرتي ايجاد شود و بياموزيم كه لذت‌هاي طويل‌المدت را فداي لذت‌هاي آني و زودگذر نكنيم، آرامشي كه به وسيله بندگي خداوند حاصل مي‌شود، اصلا قابل قياس با لذت مختصر و آني گناه نيست و نخواهد بود. "اگر لذت ترك لذت بداني ، دگر لذت نفس لذت نخواني" زماني به لذت واقعي مي‌رسيم كه آن زمان كار اشتباه و گناهي در كار نباشد. زماني در حوزه سياست متوجه مي‌شويم سياست درست چيست، كه به راحتي و اطمينان خاطر دست پيدا کنیم و مابقي كارها را سياسي‌كاري بنامیم.