مرز بین ولایت معصوم و ولایت فقیه چیست؟
73 بازدید
موضوع: فقه و اصول
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : روزنامه اصفهان زیبا
تعداد شرکت کننده : 0
مرز بین ولایت معصوم و ولایت فقیه چیست؟

حجت الاسلام و المسلمین دکتر آقاتهرانی در گفتگو با روزنامه اصفهان زیبا: بسیاری از سیاستمداران ما نمی دانند در بحث سیاست اسلامی باید رکن را در نظر گرفت. خیمه، یک ستون ثابت دارد که همه طناب ها و سراپرده به آن وصل است و تکیه دارد. آن ستون خیمه اصل است و بقیه فرع اند.

 

سیاست و رکن رکین آن

حجت الاسلام و المسلمین دکتر آقاتهرانی در گفتگو با روزنامه اصفهان زیبا: بسیاری از سیاستمداران ما نمی دانند در بحث سیاست اسلامی باید رکن را در نظر گرفت. خیمه، یک ستون ثابت دارد که همه طناب ها و سراپرده به آن وصل است و تکیه دارد. آن ستون خیمه اصل است و بقیه فرع اند.

- شما رکن رکین سیاست را چه می دانید؟

رکن رکین اسلام توحید است. ولایت، زیرشاخه ای از آن است. در سیاست ابتدا باید بدانیم که اصل حاکمیّت مورد قبول است یا نه؟ اگر جواب مثبت باشد از آن کیست؟ بی تردید، حاکمیّت لازمه زندگی اجتماعی است، هنگامی که گروهی گرد هم جمع آیند اداره جامعه معنا پیدا می کند. ولی هیچ کس بر دیگری تفوّق  ندارد تا که به دیگری حاکمیّت کرده و یا فرمان براند.

به عبارت دیگر این انسان موجودی آزاد و مختار است که دیگری نمی تواند از او سلب اختیار و آزادی کند. آری، تنها خالق آزادی یعنی خداوند متعال است که می تواند آزادی انسان را محدود کندو در این ساحت غیر او را راهی نیست. او که جسم و جان ما به دست تدبیر او است تنها صاحب حکم و حقّ حاکمیّت بر ما را دارد. با این بیان می بینید که در فلسفه سیاست اسلامی توحید جایگاه بلند خویش را یافته و دست ردّ بر سینه هر غیر اوئی زده و تنها او را بر تافته است.

این است که شعار با عظمت «لا اله الا الله» که اعتقاد همه انیباء الهی بوده و خاتم آن ها بر آن اصرار داشته باید تحقّق خارجی و عینی یابد. از این دید گاه قبولی حاکمیّت هر غیر اوئی نوعی باج دهی، انحراف، و خرافه پرستی خواهد بود که به نوعی شرک، کفر و الحاد می انجامد.

حاکمیت الهی در زمین

اما آیا خود خداوند در روی زمین چگونه حاکمّیت خویش را اعمال خواهد کرد؟

پس خلیفه را خدا تعیین می کند و این همان ولایت است. ولایت یعنی سرپرستی موجودی ذی شعور توسط خدای تعالی. پس اگر مسلمان هستیم و اعتقاد داریم حکم از آن خداوند متعال است، می پذیریم پیامبر حق ولایت دارند نه هیچ کس دیگر و پیامبر نیز در روز غدیر مکرّر از آن جمع پرسیدند: «الست اولی بکم من انفسکم؟» آیا من بر شما ولایت ندارم؟ وقتی همه اقرار به ولایت الهی رسول الله (صلوات الله علیه و آله) کردند. فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» پس بدانید: هر که را من مولای اویم، علی مولای اوست. می بینید که حتی زمان و مکان خاصی هم تعیین نکردند این ولایت را بر شخص گروه و حزبی مقیّد نفرمود. آن حضرت به همه مسلمانان که در آن سفر حج حضور داشتند و می دانستند که این آخرین سفر حضرت خاتم است.

در دوران خلافت خلفاء و نیز حضرت مولی امام علی (علیه السّلام)، آن بزرگوار حاکمانی را به شهرهای مختلف می فرستادند و آن استانداران از جانب ایشان ولایت داشتند تا که کارگزار ایشان باشند. امّا در زمان ما، حضرات معصومین و از جمله امام عصر (ارواحنافداه) در بیانات و روایتی اعلام کرده اند که در دوران غیبت ولیّ فقیه حقّ جانشینی از آن حضرات را دارد. شیعه از این قاعده عقلیّه استفاده کرده که برای این که همه حول یک محور وحدت یابند باید حرف آخر را یک نفر بزند. تجسّم کنید اگر جامعه اسلامی به سمت وحدت در حاکمیت و ولایت برود، چه خواهد شد. اگر همه حول یک محور باشیم، دیگر چه قدرتی می تواند به این کشور آسیب بزند؟ اگر همه مسلمانان در جهان یک حرف می زدند، چه قدرت عجیبی می شد؟ 72 مرگ بزرگ زیر پرچم ولایت عظمای الهی، تاریخ را رقم زده و برای همیشه زنده ماندند. بی تردید، 313 نفر هم زیر پرچم ولایت حضرت امام عصر (سلام الله علیه) قیام آرزومندانه هزاران ساله نیز بر پا خواهند کرد.

ولایت معصوم و فقیه

- مرز بین ولایت معصوم و ولایت فقیه چیست؟ آیا هر دو یک سطح هستند؟

در ولایت معصوم (سلام الله علیه)، او هر چه بفرماید و حکم کند، درست است. چرا که او از هر اشتباه و خطا مصون و محفوظ است. اما در مورد ولایت فقیه، او معصوم از خطا و اشتباه نیست. ولی امام موسی بن جعفر می فرمایند که: «لِلمُصیِبِ اَجرَانِ وَ لِلمُخطِءِ اَجرٌ وَاحِدٌ.» برای او که به حقّ و واقع را یابد دو مزد است ولی او که به حقیقت نرسد یک مزد و پاداش است. این پاداش دو برابر یکی برای نیل به واقع است و دیگری برای تلاش به دستیابی حقیقت است. ولی او که نرسیده تنها مزد تلاشش را دریافت می کند.

آیا شده است که بهترین جرّاح قلب را در وسط شهر مجازات کنند؟ به دلیل آن که در جراحی دچار اشتباه شده است. همه می دانیم جرّاح قلب هم ممکن است در کارش اشتباه کند. اما چون مورد اعتماد و متخصّص کار خود است، اشتباه او را پذیرفته شده زیرا او علم داشته و نهایت سعی خود را داشته است. در این صورت مزد جرّاحی خود را دریافت می کند. اشتباه او به عنوان یک متخصّص و مورد اعتماد، پذیرفتنی است چون جاهل و خائن نیست. برخلاف او که تخصّصی ندارد ورود او به حیطه متخصّصین ممنوع و خلاف عقل است.

پذیرش از امام و فقیه

- در شکل پذیرش و اطاعت بین امام معصوم و ولایت فقیه هم تفاوتی قائل نیستند؟

نه، امام (رحمه الله) می گفتند: انگار کلاه صدر اعظم را سر نوکر گذاشته اند. جایگاه هر دو یکی بیش نیست. اما باید توجّه داشت که امام معصوم (سلام الله علیه) به حسب قابلیّت ذاتی و صفاتی از جانب حق تعالی این ولایت را دریافت کرده اند ولی ولیّ فقیه برای خالی نبودن جایگاه زعامت امام (روحی فداه) به خواست خود حضرات معصومین بر آن جای گاه تکیه می زند. او از تمام اختیاراتی که آن ولیّ الله اعظم برخوردار است نیز بهره مند است. از این روی، پذیرش اوامر و اطاعت از آن بزرگ مرد بر همه واجب و تخلّف از اوامر و نواهی او تخلّف از امام معصوم است. بی اعتنائی به او بی اعتنائی به امام و پیامبر و نیز پاسخ گوئی به ولی فقیه به دقّت پاسخ گوئی به امام زمان (سلام الله علیه) می باشد. 

فصل الخطاب نظام اسلامی

- اینکه ولایت موجب وحدت ملی و پیشبرد اهداف مسلمانان می شود صحیح است اما چگونه باید اعمال شود که محدودیتی در آزاد اندیشی ایجاد نشود ؟

در قرآن آمده است که ما در اندیشه آزاد هستیم. پیامبر (صلوات الله علیه و آله) هم تا قبل از آن که حرف آخر را بزنند با دیگر یاران و اصحاب خویش مشورت می کردند. پیامبر تا قبل از فرمان جنگ اُحُد با مسلمانان خود مشورت فرمود. «اذا قضی الله و رسوله امرا ما کان لهم الخیره فی امرهم» ولی وقتی آن بزرگوار به تصمیم رسیدند و حرف آخر را زدند دیگر جای انتخاب و اختیار بر کسی نیست. امروز هم مقام معظّم رهبری (حفظه الله) با افراد بسیاری مشورت می کنند، حتی در برخی موارد با این که می توانند حرف آخر را خود بزنند ولی حقّ انتخاب را به مردم می دهند. مثل انتخاب ریاست جمهوری وقتی مردم به کسی رأی دادند حضرت آقا هم او را به مسؤلیّت اجرائی کشور نصب می کنند. این خود نوعی مشورت خواهی جمعی است که در مواردی نیز از مشورت های فردی استفاده می کنند.

از دیدگاه اسلام همان گونه که گذشت شرائط و ویژگی های ولیّ فقیه شناخته شده است. او باید اسلام شناس، عادل، حافظ دین و خودنگهدار باشد، آشنا به زمان و مکان باشد و دوست و دشمن را درک کرده و شجاع باشد. کسی که بر ما ولایت می کند، خود باید مطیع مولایش باشد. یعنی او هم اجرا کننده احکام الهی باشد.

این روزها در تشخیص مقام ولایت فقیه، 80 نفر مجتهدی که دارای این کمالات و صلاحیّت ها هستند در مجلس خبرگان رهبری کنار هم نشسته و بر صلاحیّت دارترین فرد به این شرائط رأی می دهند. به حمد الهی در این مجلس با عظمت علماء بزرگوار به اتفاق آراء، به زعیم عالیقدر شیعه مقام معظّم رهبری رأی بر صلاحیّت در این منصب را دادند.

فصل الخطاب نظام غرب

- در آمریکا چه کسی حرف آخر را می زند؟

زمان ریاست جمهوری کلینتون، در آمریکا بودم. وقتی مشکل اخلاقی کلینتون، آشکار شد و در تحقیقاتی که از درباره او کرده اند، روشن شد دروغ گفته است، اختلاف ایجاد شد. گروهی اعتقاد داشتند که او باید عزل شود چون دروغ گفته است و ما کشور را نمی توانیم به فرد دروغگو بسپاریم. اختلاف بین دولت و مجلس بالا گرفته بود مبنی بر اینکه کلینتون بماند یا برکنار شود. موضوع در هیئت جوری مورد بررسی قرار گرفت. به خاطر دارم که وقتی این برنامه از شبکه CNN پخش می شد، استاد راهنمایم بنده را صدا کرد و گفت ببین ولی فقیه آن ها چگونه حکم آخر را داد. جوری بزرگ در نهایت با قاطعیت اعلام کرد که کلینتون باید بر حکومت بماند و تا پایان دوره ریاست جمهوریش ادامه دهد. از فردا همین جمله در تمام روزنامه ها تیتر اول شد.

عقل همه می گوید که حرف آخر را باید یک نفر بزند، به نظر بنده این منافات با آزادی بیان ندارد. در غیر این صورت بی بند و باری بوجود می آید و قانون جنگل حاکم می شود. حرف آخر یا فصل الخطاب باید باشد و همه از آن پیروی کنند. فرقی نمی کند از چه جناحی باشند، همه باید مطیع قانون باشند و بدعت در تخلف از قانون را باب نکنند.

ولایت و مشی مسؤلان نظام

- شما اعتقاد دارید چنین ولایت مداری، در خط مشی مسئولان وجود دارد؟

نه. مشکل اصلی بسیاری از سیاستمداران ما همین است. نمی دانند در بحث سیاست اسلامی باید رکن را در نظر گرفت. خیمه، یک ستون ثابت دارد که همه طناب ها و سراپرده به آن وصل است و تکیه دارد. آن ستون خیمه اصل است و بقیه فرع اند. در دوران پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) آن حضرت تنها با مشرکین و کفار در جنگ بودند، و همه به آن عزیز تکیه داشتند و کسی به خود اجازه تخلف نمی داد. این بود که عزت اسلام رقم خورد و چه پیشرفت ها حاصل آمد. ولی زمانی که امّت اسلامی متفرق شد و از فرمان ولایت به بهانه ها پیروی نکرد و همه مسلمین به ستون خیمه یعنی حضرت علی (علیه السّلام) تکیه نکردند به جای درگیری با بیگانه بین مسلمین چه درگیری ها که نشد. هر روز منافقی، گاه اهل زر و زور چون معاویه و گاه اهل تزویر چون عمرو عاص، و گاه اهل دنیا چون طلحه و زبیر، و گاه افرادی خرفت و نادان چون متحجّرین خوارج با آن مولی درگیر می شدند. در هر حال نگذاشتند آب خوش از گلوی مبارکش فرو رود. تا آن جا که از درگاه خداوند به دوام، طلب مرگ می فرمود، و شد آن چه شد. آیا این درس نیست که وحدت در فرماندهی را سست نکنیم و برای بقاء و حفظ اسلام و ناموس آن همه رکن رکین نظام یعنی ولایت فقیه را پاس داشته و او را میزان برای همگان دانسته و آن بخواهیم که قضاء او بر آن رفته است؟

آدرس اینترنتی