تبیین نظری جایگاه ولایت فقیه و نقش ولایت در مشروعیت ارکان حاکمیت
69 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : نشریه برداشت اول
تعداد شرکت کننده : 0

مصاحبه حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی با نشریه برداشت اول

به نظر من آنچه برای ما بسیارحائز اهمیت است ، رکن رکین ومحوری نظام و انقلاب ما یعنی ولایت فقیه است. جایگاه ولایت فقیه به گونه ای است که درزمان غیبت امام عصر(عج)، تمامی شریا نها و امور جامعه اسلامی بایدبه بحث ولایت فقیه متصل شوندو اگر این گونه نشود، دچار مشکل می شویم. ولایت در اصل به معنای سرپرستی است. هیچ کس بردیگری تفوق و برتری ندارد و همه یکی و واحد هستیم. تنها کسی که می تواند بر ماولایت داشته باشد،خالق ماست و این مسئله ما را به این نکته می رساند که ولایت اصلی از آن پروردگار است. کسی که ما را آفریده است، حق ولایت وسرپرستی بر ما را نیز دارد.آفریننده ما ، مالک ماست و تنها مالک ما می تواند بر ما ولایت داشته باشد و سپس خداوند قادراست که این ولایت را به هر کس که مطلوب می داند ببخشد و این هم به آن دلیل است که همه چیز ما از آن خدا و در اختیاراوست. اوست که می تواند بگوید چه کسی سرپرست ما باشد. از دید اسلام تنها کسی که خالق ماست می تواند سمت و سوی زندگی و رفتارهای ما را تعیین و هدایت نماید. تمام برنامه های ما بر اساس خواست و نظر او شکل می گیرد. خدای متعال در قرآن کریم   می فرماید: پیامبر(ص)، ولی مردم است و بر اساس خواست و اراده خود ، سرپرستی مردم و جامعه را به نبی اکرم(ص) می سپارد. پیامبر اکرم(ص)نیز در روز عید غدیر بر همین آیه قرآنی تکیه می کند و از مردم می پرسد که آیا من بر شما ولایت ندارم؟ از خودتان به خودتان مقدم تر و نزدیک تر نیستم؟ همه چیز ما در اختیار خداست، روح ما، جسم ما، رفتارما و ... از آن خداست و ما نمی توانیم به خواست و میل خود رفتار کنیم و حتی در مورد جسم و روح خودمان به شکلی که مورد قبول و پذیرش خداوند نباشد، عمل نماییم. در خصوص ارضای تمامی نیازها و تمایلات روحی و جسمی، این خداست که تصمیم گیرنده و تعیین کننده است.
پیامبر(ص)چند بار از مردم حاضر در غدیر خم سؤال کرد که آیا من بر شما ولایت ندارم و به شما از خودتان نزدیک تر نیستم؟ همگی پاسخ دادند : بله، این چنین است. سپس فرمودند: مَْن کُنتُ مولاه فَهذا عَلیُ مولاه، هر کس من ولی او هستم، علی ولی اوست و بدین وسیله همه ولایتی را که خود بر مردم داشتند به حضرت علی(ع)منتقل نمودند و از آن پس حضرت علی(ع)را به عنوان ولی و سرپرست مردم دانستند. این ولایت که از حضرت رسول (ص)آغاز گردید، به حضرت علی(ع) رسید و پس از ایشان در میان امامان معصوم(ع)دیگر نیز پی در پی تکرارگردید.
همواره یکی از دغدغه های مردم این بود که پس از آنکه دیگر امام معصوم(ع)در میان مردم نباشد، ولایت و سرپرستی جامعه بر عهده چه کسی با چه ویژگی هایی خواهد بود؟ مسئله مهم، وضعیت ولایت در جامعه در زمان غیبت آخرین امام معصوم(ع)بود. در اینجا یک بحث جدی مطرح گردید که در زمان غیبت چه خواهد شد؟ آیا در زمان غیبت، جامعه به حال خود رها خواهد شد؟ این مسئله و جواب این مسئله، دارای کلیاتی است و آن اینکه، در میان مؤمنان، برخی بر دیگران دارای برتری هستند. این عبارت بسیار کلی بوده و به خوبی نمی تواند وضعیت را حل و فصل نماید. امام صادق(ع) در این رابطه دارای چند روایت مهم و ارزشمند هستند: یکی روایت عمربن حنظله و دیگری روایت ابو خدیجه. در این روایت نقل است که دو نفر در خصوص تقسیم ارث با یکدیگر دچار مشکل شدند و برای حل مشکل خود نزد یک قاضی رفتند تا بین آنها حکمیت کند. ولایت حاکم در آنجا ولایت مشروع نبود زیرا مأذون از امام معصوم(ع) نیست. امام صادق(ع)به آنها گفت که نباید به این حاکم مراجعه می کردند و اگر در اینجا مالی تقسیم شود چون قاضی دارای حق ولایت نبوده است، اموال تقسیم شده و احکام صادر شده از سوی آن قاضی دارای وجاهت شرعی و دینی نمی باشد. حتی اگر حق صحیح و سالم یک نفر هم باشد چون به حکم قاضی بوده که حق ولایت نداشته، باطل می شود. باید تابع و پیرو فردی بود که بر اساس ویژگی هایی که ائمه معصومین(ع) مشخص کرده اند، انتخاب شده و حق ولایت و حکمیت بر مردم جامعه را دارا می باشد.مشروعیت ولایت فقیه باید بازگردد به آنچه شرع و دین و پیامبر(ص) و ائمه(ع)دستور داده اند و هیچکس حق تشریع ندارد و نمی تواند از خود حکم شرعی صادر نماید. تمام تلاش فقها و علمای دین از ابتدا این بوده است که این ویژگی و شرایطی که خدای متعال برای ولی جامعه تعیین نموده است ،کشف کنند. پس از آنکه به عنوان مثال، امام علی(ع)حق ولایت را بدست آورد ومسئولیت ولایت جامعه را از سوی خداوند متعال بر عهده گرفت، اینک مردم وارد شده و با ایشان همراهی کردند. منظور این است که اصل ولایت در حقیقت منوط به خواست مردم نیست بلکه تنها اراده الهی در این مسئله حائز نقش و اهمیت می باشد. مشروعیت ولایت، هیچگونه ارتباطی با خواست و نظر مردم ندارد. آنگاه که مردم خود را پشت سر ولی جامعه قرار دهند ، این ولی قدرت می یابد و در رأس امور قرارمی گیرد و اگر همچون دوران پس از پیامبر(ص) ، مردم از ولی انتخاب شده توسط خداوند حمایت نکردند، آن ولی از سرپرستی مردم و جامعه دور می ماند اما همچنان ولایت حقیقی ازآن ایشان است.در شرایط امروز نیز درست است که نمایندگان مجلس خبرگان توسط مردم انتخاب می شوند اما این مسئله به معنی این نیست که مشروعیت ولایت فقیه وابسته به مردم است، بلکه مشروعیت ولایت فقیه منوط به خصایص و ویژگی هایی است که خداوند و دین اسلام آنها را مشخص کرده و ائمه معصومین(ع)هم بر آنها تأکید نموده اند. مُهر مشروعیت ولایت فقیه، حکم و اراده خداوند متعال است که بصورت مستقیم یا غیر مستقیم باید خورده شود.
نمایندگان خبرگان و دیگر افراد و شخصیت های صاحب نظر در بحث انتخاب ولی فقیه، واسطه و پل ارتباطی صدور حکم مشروعیت هستند و نه مشروعیت بخش ولی فقیه.
مشروعیت سایر بخش های حکومت هم نیازمند تأیید ولی فقیه است. رئیس جمهور هم که با رأی مردم انتخاب می شود، با تنفیذ ولی فقیه مشروعیت پیدا  می نماید. با دقت در بحث تنفیذ رئیس جمهور از سوی مقام ولایت فقیه می توان به این نکته رسید که حکم و مراسم تنفیذ بسیار دقیق و حساب  شده طرح و اجرا می شود به نوعی که عباراتی که در حکم تنفیذ یک شخص برای مقام ریاست جمهوری آمده است به گونه ای است که کمک بسیار مناسبی را برای شخص حائز مسئولیت ریاست جمهوری می نماید.
به عنوان نمونه در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی از سوی رهبر معظم انقلاب، در نامه و حکم ایشان بر این نکته تأکید نمودند که لازم است توسعه کشور همراه با عدالت پیگیری و اجرا شود. در خصوص حکم تنفیذ آقای احمدی نژاد در سال 1384 نیز آمده است که لازم است عدالت و تحقق عدل در جامعه با مشورت و نظرخواهی از دیگران همراه گردد. این دقت نظر و تیزبینی مقام معظم رهبری بسیار قابل توجه است و در شرایط گوناگون و در زیر بیشترین سختی ها و فشارها ایشان توانسته اند به لطف خدا بهترین انتخا ب ها و تصمیم گیری ها را داشته باشند.


 مسائل بعد از انتخابات
می توان حوادث اخیر کشور بویژه تحولات پس ازانتخابات را یک فتنه دانست، فتنه می تواند یک وجه خوب و یک وجه بد داشته باشد. معنای واژه فتنه هم این است که انداختن طلا در آتش.
داستان انتخابات اخیر به سه بخش قابل تقسیم است: 1.قبل از انتخابات؛2. حین انتخابات3.بعد از انتخابات؛ که سه فتنه ی پی در پی را ایجاد نمود البته این فتنه ها ، بسیاری از افراد و بویژه شخصیت ها را بیشتر و واقعی تر معرفی نمود.
انتخابات، برهه و شرایطی را ایجاد کرد که هرکس ارزش و عیار خود را نمایاند. هرچیزی در این جهان برای اندا زه گیری نیاز به یک میزان و واحد معیار دارد. مثلاً مایعات با میزان و واحد لیتر اندازه گیری می شوند که اگر این میزا ن ها نباشند، رابطه و تفکر افراد نسبت به یکدیگر در بحث قضاوت در مورد آن چیز به هم خواهد خورد. این میزان و معیار، به افراد منطق و قدرت تعقل می بخشد و راه را برای گفتگو و تبادل دیدگاه ها میان افراد هموار می نماید.
 در حوزه مسایل سیاسی با این سؤال مواجه هستیم که: میزان و معیار قضاوت و اندازه گیری در جمهوری اسلامی ایران چیست؟ برای سنجش و ارزیابی میزان تعهد و پایبندی ما به این نظام از چه میزان و معیاری باید استفاده کرد؟ زحمات و هزینه های بسیار زیادی که از 22 بهمن 57 تاکنون برای تشکیل و حفظ این نظام متحمل شده ایم با چه میزان و معیاری می توان پایبندی به آنها را نشان داد؟
یقیناً محور، معیار و میزان اصلی سنجش این تعهد، پایبندی به مقام ولایت فقیه است و هر کدام از افراد و شخصیت های جامعه در قیاس با امام و ولی خود سنجیده خواهند شد. صرف اینکه ما شیعه امام علی(ع)هستیم و ولایت ایشان را پذیرفته ایم، هرگز کافی نیست. شرط اصلی ، نسبت ما با رهبر و ولی زمان خودمان است. در واقع می توان گفت تمام ارکان و نهادهای حاضر در نظام جمهوری اسلامی از یک سو و مردم و اقشار مختلف از سوی دیگر، در قیاس با ولایت امروز مقام معظم رهبری، پایبندی و تعهد خود به نظام جمهوری اسلامی ایران و حکومت اسلامی را نشان می دهند. میزان سنجش دولت احمدی نژاد، مقایسه آن با دولت های آقایان هاشمی وخاتمی نیست چرا که دولت این ها میزان و معیار سنجش نیست. ملاک اصلی سنجش دولت، میزان پایبندی به ولایت و ولایت محوری دولت احمدی نژاد است. اینکه تا چه میزان توانسته است طبق نظر وخواست رهبر معظم انقلاب حرکت و عمل نماید. البته می توان در گام بعد عملکرد این دولت را با دولت های گذشته نیز سنجید.
اما ملاک و معیار اصلی در حقیقت مقام عظمای ولایت است. اقدامات و رفتارهای ما در هر دوره و شرایطی قطعاً متفاوت خواهد بود اما در آن شرایط متغیر و متفاوت نیز، ملاک رفتار و عمل ما ، خواست و اراده ولی جامعه است. یکی از ویژگی های مثبت این دولت همین پایبندی به خواست و سخن مقام ولی فقیه بوده است. البته این بدان معنا نیست که در دولت های قبل اینگونه نبوده است اما می توان گفت که پایبندی به نظر و خواست مقام معظم رهبری ویژگی مهمی است که در این دولت بیشتر به چشم آمده است. البته طی چند وقت اخیر، برخی از افراد نسبت به برخی رفتارهای احمد ی نژاد ایرادهایی گرفته اند.
یکی از بحث های مهمی که درکتاب مکارم الاخلاق امام سجاد(ع)به آن اشاره شده و اتفاقاً در جلسه دولت نیز به عنوان یک آموزه اخلاقی و دینی مطرح گردید، تلاش برای خاموش کردن آتش فتنه ها در سطح جامعه و مردم است چرا که هر چه آتش فتنه ها برافروخته تر شود ، حق افراد بیشتری تضییع خواهد شد. به همین منظور، هم در جلسه هیأت دولت و هم در جلسه خصوصی که با آقای دکتر احمد ینژاد داشتم، دراین مورد صحبت های مفصلی کردیم. آقای احمدی نژاد نقل می کنند که هر دوشنبه شب خدمت آقا می رسند و بعد از دیدار که برخی وقت ها تا پاسی از شب طول می کشد، به دفتر کارم برمی گردم و همان لحظه،دستورات ایشان را به مسئولین مربوط ابلاغ می نمایم.البته مواردی هم ممکن است توضیحاتی داشته باشم خدمت حضرت آقا عرض می کنم، اما در انتها هرآنچه ایشان تشخیص دهند، انجام می شود.
انشاءالله طی دولت دهم نیز با همین قوت ادامه پیدا خواهد کرد.

آدرس اینترنتی